سيد علاء الدين محمد گلستانه

68

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

است « 1 » و حق تعالى فرموده كه : « فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » ؛ « 2 » و ابن ابى الحديد ، در جزو دوازدهم شرح نهج البلاغة ، از مورّخين نقل نموده . « 3 » و حضرت امير المؤمنين عليه السلام در زمان خلافت ظاهرى ، بنا بر خوف از « 4 » ارتداد مردمان ، امر به ردّ مقام به مكان خود نفرمود ، چنانچه محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله در كتاب روضهء كافى روايت كرده كه آن حضرت ، در يكى از خطبه‌هاى خود مىفرمايد كه : جمعى كه پيش از من ، والى و حاكم بودند ، كارى چند [ را ] مخالف سنّت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله دانسته ، به جهت بر هم زدن طريقه و تغيير سنّت او كردند و اگر من ، مردم را تكليف [ به ] ترك طريقهء ايشان كنم و هر يك از آن امور را مطابق سنّت به جا آرم ، هر آينه ، لشكر من از من متفرّق مىشوند و با من ، كسى نخواهد مانْد ، مگر اندكى از شيعيان من كه به فضل من ، عارف‌اند و وجوب اطاعت مرا از كتاب الهى و سنّت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله دانسته‌اند ، با من بمانند « 5 » . بعد از آن فرمود كه : اگر بفرمايم كه مقام حضرت ابراهيم عليه السلام را به موضعى كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله گذاشته بود ، برگردانند و فدك را به ورثهء فاطمه عليها السلام رد كنم ، و صاع حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را به نحوى كه مقرّر فرموده ، قرار دهم ، و آنچه حضرت به جمعى از مردمان به عنوان اقطاع داده بود و حكّامِ پيش از من ، امضاى آنها نكرده‌اند ، به ايشان عطا كنم ، و خانهء جعفر طيّار را از مسجد بيرون اندازم و به ورثهء او دهم ، و حكم‌هاى باطل كه در دعاوى كرده‌اند ، بر هم زنم ، و زنانى [ را ] كه بر خلاف قانون شريعت مقدّسه در دست « 6 » مردان‌اند ، به شوهران خودشان دهم ، و اولاد و زنان بنى تَغلِب را اسير كنم ( زيرا كه در زمان عمر ، قبول جزيه - با وجود آن كه نصارا بودند - نكردند و به اسم خراج ، از ايشان چيزى مىگرفت ، پس از اهل ذمّه نبودند ) و آنچه از زمين خيبر در ميان مردم قسمت شده ، پس گيرم و دفاتر عطاها [ را ] كه در زمان خلفا مقرّر شده ، باطل سازم و به نحوى كه در ايّام حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله قسمتِ حقوق مسلمانان ميانهء ايشان بالسّويّه مقرّر بود ، نه آن كه مالدارانى كه خلفا از بعضى جهات ميل به جانب ايشان داشتند ، زياده بگيرند ، مقرّر سازم ، و مساحتى كه عمر ساخته ، خراج را موافق آن مىگرفت ، زايل سازم ، و در تزويج و نكاح ،

--> ( 1 ) . ج : « انزجار و انكار نمايند ، آن ايمان ، عينِ نفاق است » . ( 2 ) . الفائق في غريب الحديث ، ج 3 ، ص 254 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 12 ، ص 160 . ( 4 ) . الف : - « از » . ( 5 ) . الف : - « با من بمانند » . ( 6 ) . ب و ج : + « جمعى » .